
وقتی در دورۀ ابتدایی, درس می xadخواندیم یک روز که بعد از ناهار برای شیفت دوم به مدرسه رفتیم در حیاط مدرسه ده پانزده نفر دختر و پسر با لباسهایی تمییز و سفید توپ بازی می xadکردند بعضیxad از آنها عینک داشتند و ...
ادامه مطلب
من که با طرف پَرچ میخ نمیxad زنم ؟! در دورۀ دانشجویی ، به صورتِ حقّ xadالتدریس معلّم دانش xadآموزان مدرسۀ راهنمایی بودم . یک روز هنگام تدریس ، دانشxad آموزی از پشتِ سر با میخ به گردنِ دانش xadآموز جلوی زده بود . پرسیدم : چرا چُنان کاری می xadکنی ؟ او با خونسردی میخ را نشان داد و گفت : آقا من با این طرفِ میخ می xadزنم ( طرفِ پَرچ میخ که محلّ ضربه خوردنِ چکش است را نشان میxad داد . ) با این طرف که نمی xadزنم ، و طرفِ دیگر میخ را نشان می داد ! * * * * * جیبِ شما ، کُتِ من معلّمی گفت : از کلاس آمدم دفتر ، کُتَم را از جا لباسی برداشتم ، پوشیدم ، همین طور که در صحنِ حیاط مدرسه می xadرفتم ، دستم را در جیبِ کُتَم نمودم ، دیدم چند قبضِ تلفن و برق و آب و گاز توی جیبم است ، نگاه کردم دیدم قب...
ادامه مطلب
سفرنامۀ سیف الدّوله ( سفرنامۀ مکّه ) جلد u200a١ ـ u200aنویسنده : سلطان محمّد میرزا قاجار ـ تصحيح و تعليق : خداپرست ، علیu200e اکبر ـ نشر نی ـ تهران ـ u200a١٣۶۴u200a ـ از ص 296 ت 303 دورِ فرومد بگردیم (1) ميامى ميامى ده آبادى است در دامنۀ كوه بزرگى . قلعه دارد . خارج قلعه بر بلندى ، كاروانسرا و آب انبار خوبى است از بناهاى صفويه . آب انبارِ ديگرى هم در سمتِ ديگر قلعه واقع است . چنارهاى بسيار بزرگ باليدۀ خوبى در اين آبادى از عهدِ صفويّه باقى مانده است . باغات و زراعت زيادى دارند . انگور ، انجير [و] هلوى خوبى دارد . تنباكو زياد مى كارند . ابريشمِ كمى به عمل مىآورند . آبش از رود [و] جاى باصفايى است . در بيابان...
ادامه مطلب
سفرنامۀ خُراسان و كرمانu200f ، غلامحسين افضل الملكu200f ، محقّق / مصحّح : قدرت الله روشنىu200f ، ص 34 ـ 34 [ سال 1320 هجری قمری ـ دورۀ قاجار ] [ ميامى ] هنگامِ صبح به « ميامى » رسيديم اينجا كاروانسراى شاه عبّاسى دارد . با اين حالت به يكى از خانه u200fها منزل كرديم . ميامى خانه u200fهاى خوب و باغاتِ بسيار و آبِ فراوان دارد . امروز در ميامى توقّف شد وقتى جناب مستطاب اشرف والا علّامۀ زمان ، يگانۀ دوران شاهزاده ابوالحسن ميرزاىu200f شيخ الرئيس فرزندِ مرحوم محمّدتقى ميرزا حُسام السَّلطنه از اينجا عبور ميxadكرده و روزى در اينجا توقّف داشته يكى از مشايخِ اين دِه خواسته است كه از ايشان ديدن كند . ايشان اين شعر را انشاء كرده نز...
ادامه مطلب