خرید بک لینک

قِصّه گویی نوشته بود : کنار راننده نشسته بودم و به پُشتِ ماشین جُلو و عبارتِ « یا هو » نگاه می کردم و اَخبار رادیو را گوش می دادم که گفت : « وِبگاهِ هَمِگانی یاهو » در فَضایِ مَجازی راه اَندازی شد . مُدَّتی است که هر وقت لوگو / علامتِ تِلگرام را می بینم چُنین تَطبیقی برایم تَداعی می شود . یعنی به یادِ « نَخمیار » می اُفتم .

می گویند : فُلانی نَخمیارَش زیرِ زَمین کار می کند ، نَخمیار همین تکّۀ آهنی است که به شکلِ عَلامَت تِلگرام است ، کارش هم شَبیه تلگرام است یعنی : مَخفیانه و زیرَکانه

از نَخمیار تا تلگرام

این نَخمیار به رَخت بَسته می شود و رَخت به یوغ ، یوغ هم که رویِ گَردنِ دو گاو سَوار است تا بِتَوان مَزرعه را شُخم زد . گویا به مجموع رَخت و یوغ و نَخمیار ، « خیش » می گویند . یوغ آن چیزی است که حَیوان را مَهار می کند ، زیر سیطَره در می آورد ، مثلِ یوگا !

باید مُواظِبِ بود که این فَضایِ مَجازی و تِلگرام هم آدَم را زیرِ سیطَرِه و مِهمیزِ خود نَکشاند ، یعنی هُوِیَّتِ ما را ، خودِ ما را ، خویشِ ما را ، ناخود نکند ، اِلینِه نشویم . یک وَقت به خود بیاییم بِبینیم خویشِ ما شُخم خورده ، شیار شده ! مثلِ خیش که زمین را شُخم می زند !

از نَخمیار تا تِلگرام کارشان به قولِ ما فَرومَدیها « زیر اَندَر زیر » است ! شاید مثلِ « آب زیرِ کاه » ، مثلِ « کَژدُم میانِ جُل » در واقِع کارِ مَخفیانه ! اَلبتّه گاو آهن و کُنتواتور جایِ نَخمیار را گرفته است .

یکی هم مُمکن است این عَلامَت را که می بیند ، به یادِ موشَکهایِ کاغَذی دورانِ کودَکی بیُفتَد . شما چه چیزی برایتان تَداعی می شود ؟

برچسب: نویسنده: نیکی رضوانی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 13:54

صفحه بندی