1ـ در پست قبلی گفتم ، با شروع بحث کرونا من در فرومد بودم ، به مادرم که برای نماز به مسجد نبیّ اکرم می رفت گفتم : خوب است مدّتی به نماز جماعت نروی و در خانه نماز بخوانی ، مادرم از همان روز به نماز جماعت نرفت . به توصیّهxad های بهداشتی هم عمل می xadکرد تا اینکه روزی که من از فرومد آمدم ، مادرم نه به من دست داد و نه مرا بوسید ! فقط از ماشین پیاده شد و خداحافظی کرد و گفت : وقتی رسیدی ، به من یک زنگی بزن .
بعد هر چه با خودم فکر کردم یادم نیامد که من به مسافرت رفته باشم و هنگام خداحافظی مادرم مرا نبوسیده باشد ، یعنی این اوّلین بار بود که این اتّفاق افتاد .
2ـ سه چهار شب پیش یک نفر زنگ زد ، خودش را مدرّس حوزه و دانشگاه معرّفی کرد ، گفت کتاب « حدائق الوثائق » را که شما منتشر کرده xadای در دانشکده دیدم و خواندم خیلی خوشم آمد میxad خواستم چند نسخه از این کتاب داشته باشم یا اگر می xadشود کتابهای دیگر این نویسنده را داشته باشم . یک وقتی بگذار که همدیگر را رو در رو ببینیم و با هم صحبت کنیم .
گفتم : من خودم را قرنطینه کرده xadام ، اگر می xadخواهی در تلگرام با هم صحبت کنیم یا باشد برای وقتی که اوضاع مساعد شود ؟ خندید و گفت : موش در کاسۀ وسواسی می xadاُفتد . باشد برای زمانی که شرایط مناسب باشد .
...........................................................................
چند دعا :
خدایا به پزشکان و پرستاران و کادر درمانی که زحماتِ طاقت فرسایی را در این ایّام متحمل می شوند ارادۀ قوی تر و صبر و شکیبایی ارزانی دار .
به خانواده xadهایشان که نگران عزیزانشان هستند آرامش و شکیبایی ارزانی دار .
به بیماران صحّت و سلامتی عنایت کن .
به خانوادهxad هایشان که نمی توانند به ملاقات عزیزشان بروند ، صبر و تحمّل ارزانی دار .
درگذشتگان را بیامرز .
بازماندگان را صبر و آرامش ارزانی دار .
خدایا کسانی را که توصیه xadهای پزشکی را جدّی نمی xadگیرند آگاهشان کن و کسانی را که در قبال خود و دیگران احساس مسئولیّت نمی کنند وجدانشان را بیدار کن .
خدایا سال آینده را سالی پُر از خوبی و آرامش و برکت قرار ده .
برچسب:
نویسنده: نیکی رضوانی