دل ؛ با غَمِ عِشق هَمنِشین باید و نیست
سَر ؛ مَست زِ بادِۀ یَقین باید و نیست
کوتاه کُنَم سُخَن ، که عُمرِ تو بُلَند
همصُحبَتِ من « ابن xad1 » باید و نیست
رضا پارسیxad پور
................................................
قَصیدِه در 1 دیوانِ اَشعار سُلطان خَلیل
هر عِقدِ گوهَری که به نَظم اَندَر آمده
مَجموع مُنتَظم شده در سِلکِ مَسطَرَش
سَلمان در اِقتِباس زِ نورِ قَصایِدَش
در روح سَعدی از غَزَل روح xadپَروَرَش
خاقانی از بَدایِعِ شِعرَش گرفته فیض
مستورِ اَنوَری به مَعانی اَنوَرَش
از مَثنَویش روحِ نِظامی در اِبتِهاج
وز فَرد و قِطعِه ابن xadیَمین مَدxadح گُستَرَش
سرگَشتِه در حَواشی او می xadرَوَد قَلَم
در حیرَتَم که تا چه خَیال است در سَرَش
خواجه عِصمَت الله بُخاری
تَذکِرَةُ الشُّعَرای دولَتشاه سَمَرقَندی ، ص 359
برچسب:
نویسنده: نیکی رضوانی