خرید بک لینک

در هجدهم تیرماه 1398 درخواستی مَبنی بر مُساعِدَت برای چاپِ کتاب در بارۀ « شُهدای 1 » به بُنیادِ شهید میامی دادم ، 4 نُسخه کتاب هم که تا آن زمان چاپ کرده بودم به بُنیاد هدیه دادم . مُدّتی بعد از رئیسِ بُنیاد پرسیدم : نتیجۀ نامه چی شد ؟

گفت : ما نامه را به بُنیادِ اُستانِ سمنان فرستادیم . آنها هم به تهران فرستاده xadاند ، هنوز جواب نداده xadاند .

انتظار طولانی شد تا اینکه امسال 1 « 1 فُرومَد » را در 316 صفحه و فِعلاً 100 نُسخه با هزینۀ خودم چاپ کردم . البتّه بعضی دوستان چند نُسخه کتاب پیشxad خَرید کردند . از جُمله دکتر علی xadاکبر مُعینی برادرِ شهید اسماعیل مُعینی هزینۀ 20 نُسخه به مبلغِ 5 میلیون تومان به حسابِ من واریز کرد و چند نفر از دوستانِ دیگر ولی 10 میلیون تومان هم یکی از دوستان قَرض داد و این کتاب چاپ شد . عکسِ جلدِ کتاب را هم در فَضای مَجازی برای رئیسِ فِعلی بُنیادِ شهید میامی فرستادم و میxad داند که کتاب چاپ شده است . به هر حال بُنیادِ شهیدِ شهرستانِ میامی از کنارِ این قضیّه بی xadتفاوت نمی xadگُذرد . می xadگُذرد ؟!

ما باید اُمیدوار باشیم . اینکه با یک برادرِ شهید برای خَریدِ کتاب صحبت می xadکنم و او می xadگوید : هر چه برادرِ بزرگ xadترم بگوید ، ما همان را انجام می xadدهیم . بعد برادرِ بُزرگ xadتر می xadگوید : برادرِ کوچک xadترمان بیشتر در جریانِ این اُمور است هر چه او بگوید ما همان را انجام می xadدهیم . برادرِ کوچک xadتر می xadگوید : حالا که به من واگُذار کرده xadاند ما هر کدام 2 کتاب جَمعاً 6 کتاب میxad خواهیم . جای اُمیدواری است . حالا درست است که جوابِ تِلِفُن را نمی xadدهد و پیامَک زده است که : ما که درخواستِ کتاب نداشته xadایم . ولی از قَدیم گفته xadاند : غُورِه حَلوا می xadشود امّا به صَبر ! حالا پولِ کتاب را ندهند خودِ کتابها را که بر میxad گردانند . بر نمی xadگردانند ؟!

ما که دیمِه کار کرده xadایم ! شاید باران آمد ! البتّه نَم نَمِ باران ، یک وَقت سیل نیاید ! همه را خَراب کند بِبَرد !

امروز 5 دی ماه سالگردِ عَمَلیّاتِ کربلای 4 است . ما که شبِ عَمَلیّاتِ کربلای 4 تا صُبح زیرِ آتشِ دُشمَن تاب آوردیم . اینجا هم در مُقابلِ نامُلایمات تاب می xadآوریم . نمی xadآوریم ؟!

برچسب: نویسنده: نیکی رضوانی تاريخ: شنبه 9 دی 1402 ساعت: 20:48

صفحه بندی